صبورى / ناصح / ظهير
ديباچهء مصحح 68
شجرة الملوك ( تاريخ منظوم سيستان ) ( فارسى )
اين امپراتورى با ايران هممرز نشود . اين دو موضوع مهمّ دستبهدست هم داد و همراه با ديگر عوامل داخلى زمينه را براى بحرانى مهيّا ساخت كه سرانجام به تعيين حدود ايران و امارت افغانستان در سال 1283 انجاميد . شرايط سياسى در سيستان طىّ اين دوره چگونه بود ؟ بخش عمدهاى از پاسخ به اين سؤال را مىتوان سراسر در متن شجرة الملوك يافت . با اينكه منابع تاريخى و اسناد و مداركى كه از اين دوره برجا مانده ، توصيفى از شرايط عمومى سيستان در اين دوره عرضه مىكنند ، امّا شجرة الملوك ، چون سراسر اين حوادث را تا دورهء ملك بهرام كيانى در بردارد و از سوى ديگر چون از منظرى داخلى به موضوع نگريسته ، اهميّت و اعتبارى ويژه دارد . گزارش رويدادهاى ملوك نيمروز در شجرة الملوك از اواخر عهد صفويّه به بعد ، با حكومت ملك فتحعلى خان سيستانى آغاز مىشود كه بنابراين كتاب او « به سال صد و چهار بعد از هزار » « 1 » به فرمان شاه سليمان حاكم سيستان شد . ملك فتحعلى خان دو پسر به نامهاى محمّد حسين خان و محمود خان داشت كه اين دو پس از پدر به ترتيب جانشين او شدند . پس از مرگ ملك فتحعلى خان ( 1134 / 1721 ) محمّد حسين خان به جاى او منصوب شد . « 2 » بنابر شجرة الملوك ، شاه سلطان حسين او را به منصب چرخچىگرى سپاه گمارد « 3 » ، امّا اندكى بعد درگيرى ميان ملك محمّد حسين خان و ملك محمود خان از سويى و پسر عموى آنها ملك اسد اللّه خان از سوى ديگر ، بالا گرفت . ملك اسد اللّه كه پسر ملك جعفر ، برادر ملك فتحعلى خان ، بود ، به اصفهان رفت و توانست از دربار صفويان حكومت سيستان و مضافات آن را بگيرد : به آن داد منشور زابلزمين * همان مرز تون و جنابد چنين ابا قلعهء بُست با گرمسير * كه بودى به فرمان صاحبسرير ز خشكرود تا اوق [ و ] ديگر ديار * كه باشند اطراف زابل حصار
--> ( 1 ) . شجرة الملوك ، برگ 102 ب . ( 2 ) . شجرة الملوك ، برگ 103 الف . ( 3 ) . همان ، برگ 104 الف .